نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد
دست نوشته هايي براي همه
در لحظه ای کم میاوری مگر آنکه ایمانت به گستره ی کوه های خداوندگار،محکم باشد ای ادم،ای بشر به خدا کم می آوری اگر ایمانت به عظمت مهربانی خدا غلیظ نباشد از دستت میرود ایمانی که ریشه هایش فقط بوی ترس می دهد و به اجبارِ ابلیس نامش را گذاشته ای ایمان رزگار
به رايانه و خواندن شعر هاي اخوان و شاملو و سعدي و حافظ و داستان هاي كوتاه و بلند دوختم. عمرمان بي وقفه ميگذرد و من اينك در استانه ي بيست سالگي هستم با كتاب هاي شعر و داستان و موسيقي و كتاب هاي مهندسي ام سرگرم زندگي هستم و نعمت بي انتها و جاودانه اي كه خدا به من داده است. اين چند سال زندگي ام را گاهي چنان غمگين بوده ام از مردمان اين كوچه و خيابان كه جز افسوس كاري از دستم ساخته نبود است نمي خواهم زياد حرف بزنم فقط مي گويم جواب مهرباني هاي خدا نا مهرباني نيست كه بندگان خدا اين گونه نا مهرباني ميكنند جواب محبت هاي خدا بي نجابتي نيست. بگذريم رزگار
از خدا مي طلبم كه سال 91 براي همه ي آدميان خوب و پاك و لبريز از خير و بركت باشه سالي باشه كه كوچيك ترين بدي ها رو از دل و درونمون پاك كنيم و صاف و بي شيله پيله بشيم دعا ميكنم كه زندگي همه بي بلا و بي گناه و بي مصيبت باشه آمين روزی سجده هایم اثر می کند
روزی کبوتری از بام نیایش هایم پَر می کشد و دعایم برآورده می شود روزی از همین روزها باران می
آید و از خاک آشفته از سرما،سبزینه ها نخسین نفسشان از سینه برون می آید. روزی از همین روزها قلب ها از
تزیین ابلیسی تهی می شود شقایقی بدون واهمه جانش را روی
نازکی برگش می گذارد و از لانه ی گرگ سر بیرون می آورد روزی از همین روزها خدا می
نشیند و برای شاه کار خود گریه می کند من دیوانه شما خوب روزی از همین روزها دری به
تخته می خورد چلچله ای از آسمان قطره ای از اشک های خدا را روی برگ سبزی برایمان می آورد هر چه می گویید بگویید روزی از همین روز ها خدا کفٍ
کفٍ کف آسمان با قلمی سبز می نویسد دوستتان دارم
رزگار
کردستان
چند روز پیش رفته بودم نمایشگاه عکس که اونجا عکسهایی رو از معماری کردستان گرفته بودن گرچه این عکس ها فقط از شهر سنندج بود و یه تم کلی از بافت قدیمی شهر سنندج هم که سیاه و سفید بود اونجا گذاشته بودن. راستش رو بخوایید نمایشگاه تعریفی نبود چندتا از عکس هاش خیلی ساده و بچه گونه بود اصلا شبیه یه عکس شخصی بود نه یه عکس هنری یا معماریستی یعنی کسی که اصلا از هنر عکاسی هیچی بلد نیست راحت میتونه این عکس رو بگیره از همه ی عکس هایی که اونجا بود من از چهارتاشون عکس گرفتم همون چهار تایی که تو این پست هست. +پاییز هم داره تموم میشه ای کاش یه دوربین حرفه ای داشتم با پیکسل بالا میتونسم از این برگ های زرد عکس بگیرم +دوست دارم تو این سرما زیر یه درخت انار بخورم خیلی معرکه است +این روزها دیگه باید کامل درس خوندن رو شروع کنم چون میخوام تا وقت فرجه همه چی رو خونده باشم توی عمق سرمای پاییزی حافظ بخونم و با کشف معنی های عاشقانه اش گریه کنم چقدر دوست دارم توی اتاق تاریک،تمام شب رو شعر بنویسم و گونه های خیسم رو پاک کنم دلم خیلی تنگ است انگار خدا اسمان را شکافته است و شهاب سنگی پر از غم برایم به هدیه فرستاده است. گاهی تمام وجودم غم میشود دستم،پایم،قلبم،روحم اما به پاکی های دنیا قسم مقدسش میدانم. هیچ کس نمی داند مرگ کی سر میرسد آن فرشته ی زیبا سرشت کی از راه میرسد و دستش را روی قلبمان میگذارد و به اجازه خدا مهر خاموشی به رویش میکشد اما میدانیم مرگ روزی از راه خواهد رسید ما را با خود خواهد برد و در یک ثانیه از تمام تعلقاتمان خواهد کند از پدر،مادر،معشوق وووو اری زندگی انسان فاصله ی میان درود و بدرود است فاصله ی میان سلام تا خدا حافط اما بعضی این فاصله را در لجن زار میروند و بعضی ها این فاصله را پرواز میکنند دل نوشت:دلم تنگ است و چشمانم از گریه برق میزند دل نوشت:دنیا همین است و همین خواهد بود غمی نیست جز رسیدن به پاکی ها نجوایی که من سر میدهم لایتنهاهی لایتناهی است دل نوشت:دلم غوغا است چشمم غوغا است آسمانم غوغا است دل نوشت:در خلوت گاه من گریه هایی هست که با بهشت عوضش نمی کنم زیرا شور زندگی را در من تداوم می بخشد دل نوشت:خدایا شکرت زندگیم قشنگ است مثل درخت گیلاس رزگار عشق و مبارزه و ایستادگی و صبر را فقط برای رسیدن به یک کلمه تحمل میکنم آن هم شهامت است دل نوشت:قسم به خدایی که میپرستم تمام حرف دلم همین است حتي قدرتي ناچيز بر سر حيواني زبان بسته مي فروشيد هزاران بار مرگتان باد مرگتان باد دست ها و پاهايتان قلم شود كه حرمت دلها و احساس ها را نگه نمي داريد و يا حتي از خداي عالم يك ذره حتي يك مثقال شرم نمي كنيد و پرده ي پاكي ها را دريده ايد وجدانتان كجا خواب رفته است و يا شايد اصلا مرده است و شما ديگر انسان نيستيد ميدانم به خدا قسم شما انسان نيستيد به يقين انسان نيستيد اي كاش دستم به شما مي رسيد اي كاش همين حالا با دست هايم دندان هايتان را خورد ميكردم اي كاش مي توانستم طومار همه يتان را يكجا در هم بپيچم خداي من تو بگو دلمان به چه خوش باشد؟ به كدام لبخند به كدام مهرباني به كدام ...دل خوش كنيم؟ بارها اين جمله از كتابت را خونده ام كه به ظالمان و منافقان و كساني كه به دروغ ايمان اورده اند وعده ي اتش جهنم ميدهي و خودت گفته اي كه عذاب را نازل ميكني پس چرا نمي گذاري من هم ببينم؟ چرا صبر كرده؟الهي دورت بگردم + اين پست را به خاطر حمله ي وحشيانه ي دو شكارچي نا انسان به خرس و توله هايش در نزديكي اصفهان نوشتم + وقتي كه فيلمش را ديدم شكه شدم و داغون شدم نتوانستنم ننويسم حتي به خودم اجازه نميدهم بار ديگر فيلم را نگاه كنم + خدايا من از خودت مي خواهم و بس زيرا نعمت بي دريغ و بي حسابت را ميبينم كه بر سرمان مي بارد. + اگر اين پست را خوانديد از خداي عالم از آن سراپا همه خوبي بخواهيد كه همه ي بندگانش را هدايت كند و همه را پاك گرداند (آمين) رزگار و صادقانه لب به سخن گشوده ام و به يقين خدا صادقان را دوست مي دارد دوباره مهر ماه داره مياد و مدرسه ها مي خواد باز بشه دوباره
كتاب و معلم و تخته سياه يادش بخير اون وقتايي كه بچه بودم ميرفتم مدرسه
ابتدايي بودم تا پام به مدرسه ميرسيد و از مامانم دور مي شدم گريه ام مي
گرفت دو ساعت اول مدرسه هميشه چشمام خيس بود دلم واسه مامانم زود تنگ مي شد همه ي معلم ها و ناظم ها هم ميدونستن كه هميشه دو ساعت اول گريه مي كنم عادت گرفته بودن چيزي بهم نمي گفتن يادمه
كه با خودم مي گفتم نبايد گريه كنم بايد تلاش كنم كه گريه ام نگيره ولي تا
پام به مدرسه مي رسيد گريه ام ميگرفت اون وقتا هم خيلي توپل بودم اشك روي گونه هام سر مي خورد
اينقدر گريه مي كردم كه بعضي وقت ها برميگشتم خونه نمي تونستم توي مدرسه
بمونم الان همه ي اون لحظه ها جلوي چشممه معلم هاي خيلي خوبي داشتم ولي
اسم هيچ كدومشون رو يادم نمياد به جز دوتاشون آقاي حسيني و آقاي سعيدي اما الانم اگه ببينمشون ميشناسمشون و خيلي براشون احترام قائلم ياد اون وقت ها واقعا بخير به تك تك ثانيه هاي زندگيم افتخار مي كنم و اون اشك هايي كه ميريختم رو دوست دارم +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ پ.ن1:توي سال 90 انشا الله كتاب شعرم رو چاپ مي كنم شايد مجوز ندن اما چاپش ميكنم پ.ن2:توي امسال ترم چهارم دانشگاهم تموم ميشه پ.ن3: 15مهر هم بايد بر گردم دانشگاه و خونه اي كه اجاره كردم رو بچينم پ.ن4:آرزو مي كنم همه موفق باشن و خوب و سعادتمند (آمين) و با هر لبخندشان فاجعه اي مي سازند كه دامان حرمت را آتش ميزند حرمت شكن اند،بي مهر اند بي وفايند و چه سنگ دلان اند شهوت پرستاني كه روح را به تن ميفروش اند و فكر خدا يك بار هم به ذهنشان خطور نمي كند حاشا،حاشا به همه ي نگاه هايشان به لبخند هاي جرك آلودشان حاشا حرامشان باد ذره ذره نگاه هاي گناه آلودشان (آمين) رزگار (تابستان90) كردستان ای کاش همیشه بودی وقتی که نیستی انگار ماه هزار تکه شده است زمین برایم تاریک است نوری نمی بینم و چیزی نجاتم نمی دهد ای کاش همیشه و هر لحظه دست هایم در دست هایت عرق می کرد و نگاه هایم در نگاه هایت گره می خورد ای کاش +++++++++++++++++++++++++++++++ هر لحظه کنارت خواهم ماند حتی در عصری که سنگ روی سنگ بند نمی شود الهي بميرم واسه همه ي اون هايي كه دلشون تنگه چشماشون خيسه و وقتي افطار ميشه باز گرسنه اند الهي بميرم كه لباس خوشكل ندارن بپوشن خدا جونم خودت اشك هاشون رو پاك كن خودت دستاشون رو بگيركه من خيلي چشمام براشون بارونيه امروز يه نفر يه نظري واسه ام گذاشته كه به كردستانم توهين كرده حرف من واسه همه اينه:خط كش ورنداريم بين خودمون و بقيه فاصله بذاريم،قضاوت نكنيم نه در مورد ادم ها نه در مورد زندگيشون قاضي همه ي ما خداست نه ادمي پيدا ميشه كامل باشه و نه كسي كه نشه توش كمي خوبي پيدا كرد كردستانم را دوست دارم خاكش را مقدس ميدانم همانطور كه به هر كس حق ميدهم خاكش را دوست بدارد همه ي ما از خاكيم به خاك هاي مقدسمان توهين نكنيم به روح خداوندگاري هم احترام بگذاريم سلام الهي پر از عشق بشه دلهاتون الهي نوش جونتون مهموني سفره خدا الهي هر روز با نام خدا روز هاتون رو پاگشا كنيد و خدا توي دلتون بوران كنه واي كه چقدر قشنگه ساعت ها رو به قبله نشستن و گريه كردن و شعر خوندن واسه خدا و دعا كردن واسه همه ي بنده هاي خدا الهي دعاهاتون قبول دست هاتون پر از نعمت و چشم هاتون پر از شوق و شور باشه خدا توي قرآن ارام توي گوش بنده هاش اين رو ميگه يا اَيها اِلذين امَنو امِنو اي كساني كه ايمان اورده ايد ايمان بياورد ميدونيد يعني چي؟ ميدونيد خدا ميخواد چي بگه؟ مي خواد با اين جمله خودتون رو پاك پاك كنيد به اوج اخلاص برسيد به خدا، خدا اين رو واسه بنده هاش ميخواد ميخواد بگه اي كساني كه به زبان ايمان اورده ايد با دل هم ايمان بياورد زبان كجا و دل كجا واي كه چقدر دوست دارم گريه كنم خدايا قوربونت برم رمضاني كه با خود نعمت خداوندگار را مي اورد و شب قدر را بار ديگر بر زمين و ادميانش مي بخشايد فرصتي براي نيايش،براي بغض تركاندن و گريه كردن براي انسانهاي خردمند و به قول قران براي انهايي كه اعمال صالح انجام مي دهند. رمضان مي ايد و مي رود ولي خوش به حال انهايي كه صادقانه با خدا سخن مي گويند و پيمان و عهد مي بندند و نمي شكنند. خوش به حال انهايي كه با شيطان مبارزه مي كنند رنج مي كشند و به خداي عالم مي رسند چه لذت بخش است رنج كشيدن براي گرفتن دست هايت اي هميشه ماندگار ،اي هميشه خواستني ،اي هميشه دلربا رزگار دست هایم را تند تر بگیر تا که در این موج گم نشوم و این موج مرا با خود نبرد که ندانم کجا میروم به تو قول میدهم تا پای مرگ پای حرف های بزرگم باقی بمانم که مرا به تو میرساند قول میدهم انگونه خودم را بسازم که تو میخواهی چون طاقت گریه ها و بغض ها و نارحتی هایت را ندارم و خود بدون تو نمی توانم انگار همه چیز پاکه انگار پلیدی وجود نداره خیلی راحت میتونی گریه کنی میتونی با خدا حرف بزنی نماز بخونی توبه کنی
به خودت فکر کنی به دنیا فکر کنی به کسایی که دوسشون داری برای من شب یه معجزه است هر چیزی که من رو یک قدم به خدا نزدیک کنه
معجزه است اما بزرگترین معجزه زندگیم یه کسیه که اینجا نمیتونم بگم کیه ولی
بزرگترین معجزه زندگیمه امشب خیلی دیر خوابیدم داشتم رادیو گوش میدادم برنامه شبستانه رادیو
فرهنگ یه اهنگی رو پخش کرد که خیلی نزدیک به حال و هوام بود من رو تو فکر برد به فکر همه ی
ادم ها افتادم از خدا پرسیدم عزیز دلم الان چند نفر از بندگانت دلشون شکسته؟ چند نفر گریه میکنند؟ چند نفر توبه میکنند؟ یهو دلم برای همه ی ادم ها سوخت انگار یه کاسه اب سرد روم ریختند نمی
دونم چرا اینطوری شدم ولی میدونم گریه کردن و توبه کردن و گُر گرفتن و عشق کار عقل نیست کار
دله دل مامن همه ی پاکی ها است بدون دل بدون عشق بدون مهر انسان دیگر انسان
نیست هر وقت دعا کردید برای همه ی بنده های خدا دعا کنید پر از مهر و صداقت
همون دعایی که برای خودتون میکنید با همون دل با همه لحن با همون صدا و گریه و بغض
برای همه دعا کنید خدا قبل از هر کسی برای خودتون مستجابش میکنه خدایا کمکم کن تا
پله پله و ارام به سویت بیایم نکند از ذوق دست و پایم بشکند(رزگار) رزگار امیدوارم که خدا قلبتون رو پر از صداقت و ایمان و عشق بکنه و همتون محکم و استوار و وفادار زندگی کنید. از این که چند مدتیه نظر نمیذارم و نمیام وبلاگ تقصیر خودم نیست واقعا هم سرم خیلی شلوغه هم درس دارم و هم دسترسی به اینترنت ندارم خلاصه ببخشید اگه هر از گاهی دیر اومدم پ.ن1:امروز دانشگاه کلاساش دیگه تموم شد و من برگشتم خونه ی خودمون پ.ن2:از فردا باید بشینم واسه امتحان درس بخونم گرچه درسهای این ترمم زیاد سخت نیست پ.ن3:سه شب پیش یه رمان خوندم که خیلی به دلم نشست اسمشم هست روی ماه خداوند را ببوس و دعا ميكنم كه خدا پنچره باز اتاقتان باشد كه هر لحظه مات و مبهوت به او بنگريد و با هر ثانيه نگريستن از قله اي به قله ي ديگر پرواز كنيد. رزگار خيلي با خداي خودم حرف زدم خيلي گريه كردم واسه همه ي انسان هايي كه پول ندارن براي دختر قشنگشون لباس بخرن يا كه دست همسرشون رو بگيرن و ببرن مسافرت اينا رويا نيست افسانه نيست يه كابوس نيست كه وقتي بيدار شدي بگي دروغ بود اينا حقيقته شوخي نيست به خدا حقيقته اونايي كه ساده از كنار اين ادم ها رد ميشن احمقن،بي مسئوليتن و چقدر ابله اند اونهايي كه به پول هاشون به ماشينشون به ثروتشون مي ناز اند پدرم چند روز پيش يه چيز قشنگي بهم گفت كه بايد با اب طلا بنويسمش گفت اونهايي كه به جز خدا پشت به غير خدا مي بندند خدا با همون چيزي كه بهش پشت بستند پشتشون رو ميشكنه اونهايي كه پول دارن اونهايي كه به مال و ماشينشون مي نازن و از خدا دور اند اين رو مطمئن باشن كه پيش خدا هيچي نيستن حتي از كثافت هم كثافت تر اند از همين جا از ته دلم براي ادم هايي كه غمگين اند،دلشون تنگه،بي تاب اند،بي پول اند، چشم هاي قشنگشون بارونيه،خداييه دعا ميكنم كه خدا سعاتمندشون كنه وجودشون رو پر از عشق كنه و عاشقانه براشون معجزه كنه اين رو همين امشب توي اوج تاريكي و سكوت از خداي قشنگم خواستم خداي من معجزه كن از همتون ميخوام براي اونهايي كه توي زلزله ژاپن مردن فاتحه بخونيد




ادامه مطلب



| www . night Skin . ir |





